سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
زندگی بی ترانه...
زندگی بی ترانه...
مهدی[3]
سلام می خواستم کمی درباره خودم حرف بزنم ولی البته تعریف از خودم نباشه فقط جهت اطلاع.من حدود3یا4 سال است که به موسیقی علاقه مند شده وساز سنتور مشغول شده ام.از رشته های ورزشی شنا وپینگ پنگ است که شنا حدود 8ویا9 سال است تمرین و چندین بار دوره تگمیلی را رد کرده وبرای تمرینات تیم شنای دزفول نیز رفته ام وپینگ پنگ را حدود6 سال است تمرینات مداوم وبه صورت نیمه حرفه ای بازی میکنم. 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

حیف...


روزی از دل صحرا به خانه می آمدم در بین راه ،هزاران نهرآب را دیدم به طرفشان دویدم اما چیزی نبود .رفتم تا به


 خانه رسیدم ، انگار بچه بودم اولین روز زندگی ام بود ، روزی که من پا به دنیا گذاشته بودم ،ازآن پس دیگر به آن


واقعه فکر نکردم یعنی دیگر فراموش کرده بودم ، تا اینکه به مرور زمان بزرگ تر شدم.در این زمان تلاش کردم تا


بتوانم برای خود همدردی پیدا کنم اما چه کنم که به هرکه می گفتم محل نمی گذاشت.بالاخره کسانی را برای همدردی


 پیدا کردم اما پس از مدتی آن ها مرا رها می کردند ویا من آن ها را گم کردم وپیدا نمی کردم.


آه..... ، بزرگ تر شدم تا اینکه یک روز آن واقعه به یادم آمد پس درباره اش فکر کردم. حالا که فکر میکنم


انگار...،انگار... چیز های دیگری هم در آن جا بود.


آری،من درآن موقع نهرهای زیاد دیگری را دیدم که بسیار زلال وخوب بودند وانتظار کسی را


 می کشیدند که ازآنان آب بنوشند،اما من...... من دیگر باورم نمی شد که آنان واقعی هستند زیرا


سراب های بسیاری دیده بودم به همین دلیل به آن ها نیز محل نمی گذاشتم وآن ها را رد                


می کردم.بله، تقصیراز خود من نیز هست که کسانی که خود به طرف من می آیند وحتی ممکن است


 ازهمان هایی که من به طرفشان می رفتم بهترباشند اما من توجهی به آن ها نمی کردم وزیاد به


طرفشان نمی رفتم.


حیف......... واقعا حیف.....


حیف که بسیاری از آن نهرهای زلال وخوب که باورشان نداشتم وبه سمتشان نرفتم ازدست دادم امّا


حال ازهیچ کدام ازآن نهرهارا ندارم وتنها میتوانم به آن فرصت هایی که داشتم واستفاده نکردم غبطه بخورم.                                                                                                                                                            


 


                     زندگی بی ترانه....                          زندگی بی ترانه....


 


[ جمعه 7/11/90 ] [ 10:5 عصر ] [ مهدی ]

روانشناسی(این روان شناسی قدرت تخیل وتفکر را بالا می برد)


در این روانشناسی زندگی در دنیا ونتیجه را تا حدودی مشخص می کند.جواب را حتما بخوانید.


فرض کنید در یک بیابان هستید وتنها به دنبال آب وغذا می گردید بعد کلبه ای را می بینید به طرف آن می روید دَر را که باز


می کنید اول چه حیوانی را می بینید؟ جلو تر می روید روی تاقچه چه می بینید؟ این کلبه یک حیاط خلوت نیز دارد به آن جا


می روید ودر آن جا چه می بینید؟


 


 برای دریافت جواب به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب...


[ جمعه 30/10/90 ] [ 9:58 عصر ] [ مهدی ]

فوایدی درباره روغن ها



نظر یادتون نره


  ادامه مطلب...


[ سه شنبه 27/10/90 ] [ 2:48 صبح ] [ مهدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهدی[3]
سلام می خواستم کمی درباره خودم حرف بزنم ولی البته تعریف از خودم نباشه فقط جهت اطلاع.من حدود3یا4 سال است که به موسیقی علاقه مند شده وساز سنتور مشغول شده ام.از رشته های ورزشی شنا وپینگ پنگ است که شنا حدود 8ویا9 سال است تمرین و چندین بار دوره تگمیلی را رد کرده وبرای تمرینات تیم شنای دزفول نیز رفته ام وپینگ پنگ را حدود6 سال است تمرینات مداوم وبه صورت نیمه حرفه ای بازی میکنم.
آرشیو مطالب
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت